با عرض پوزش در حال بروز رسانی و ارتقاع عملکرد و ظاهر وبسایت میباشم در این حال ممکن است در عملکرد وبسایت مشکلاتی باشد . از صبوری شما سپاسگذاریم

 دریک نگاه

ما با ترجمه کتب و مقالات بروز بین المللی که از غنی ترین و پرفروش ترین کتب و مقالات معتبر آمریکا و اروپا می باشند سعی بر جبران خلاء منابع و آموزش استاندارد برای هموطنان عزیز داریم.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (4 Votes)

دلیل حرکات قیمت

نویسنده : لنس بگز

گردآوری: احمدرضا جبل عاملی

ترجمه و نشر: price-action.ir

شما در بسیاری از کتاب ها، وب سایت ها یا دوره های آموزشی این را خواهید یافت که " دلیل افزایش قیمت این است که خریداران بیشتری نسبت به فروشندگان وجود دارد "، یا " قیمت به این دلیل سقوط می کند که فروشندگان بیشتری نسبت به خریداران وجود دارد ".

در حالیکه من درک می کنم نویسنده مطلب در تلاش است که چه چیزی را بگوید، اما این مطلب کاملا صحیح نیست.

خریداران بیشتری نسبت به فروشندگان، یا فروشندگان کمتری نسبت به خریداران وجود ندارد. هرگونه تراکنش متشکل از خریدار و فروشنده می شود. عدد همان است – یک خریدار و یک فروشنده. بنابراین، در کل زمان معاملات، تعداد خریداران همیشه با تعداد فروشندگان همخوانی خواهد داشت. این موضوع وقتی درباره اش فکر کنید تقریبا واضح است.

بنابراین، چرا قیمت حرکت می کند؟

بیایید برای ثانیه ای از بازار فاصله گرفته و درباره حراج خانه فکر کنیم. یک نفر مناقصه را با اعلام پیشنهاد خرید شروع می کند. اما فرآیند حراجی به اینجا ختم نمی شود. دومین پیشنهاد دهنده بزودی وارد بازار شده و پیشنهادی بالاتر از اولی ارایه می دهد. چرا این کار را انجام می دهند؟ آنها خواهان بخشی از حراج هستند. آنها خواهان قیمت نهایی هستند و تمایل دارند تا قیمت بالاتری برای بدست آوردن آن بپردازند. سپس پیشنهاد بالاتری وارد بازار می شود، و دوباره و دوباره.

در نقطه ای به جایی خواهیم رسید که دو طرف ( دسته ) برای بدست آوردن خانه با هم به رقابت می پردازند. در نهایت، یک طرف تسلیم می شود – آنها به حد نهایی پیشنهادات خود رسیده اند و حاضر به پرداخت پول بیشتری نیستند، بنابراین از حراجی خارج می شوند. بنابراین قیمت دیگر افزایش نمی یابد.

بنابراین قیمت فقط در حالی افزایش می یابد که افرادی وجود داشته باشند که مایل به پرداخت قیمت بالاتری باشند. به مجرد اینکه کسی حاضر به خرید در قیمت بالاتری نباشد، قیمت دست از صعود برداشته، و خانه به فروش خواهد رفت. برنده سرسخت ترین فرد برای بدست آوردن خانه است.

بازارهای مالی نیز به روشی مشابهِ فرآیند برگزاری حراجی عمل می کنند، باستثنا آن که در هر دو جهت حرکت می کند، صعودی و نزولی.

در هر لحظه ی معینی یک قیمت پیشنهادی برای خرید و فروش وجود دارد. تعدادی از خریداران منتظر در بازار در تلاش هستند تا در قیمت پیشنهادی (bid) بخرند، و تعدادی از فروشندگان در انتظار و تلاشند تا در قیمت پیشنهادی برای فروش (ask) بفروشند. تعدادی از افراد نیز کنار نشسته و منتظر ورود به بازار هستند، حال برای خرید یا برای فروش.

راهی که قیمت از اینجا، به آن سمت حرکت خواهد نمود تابعی است از جهتی که در انجام تراکنش سرسخت تر است. اگر خریداران در خرید سرسخت نباشند سفارشاتشان را در قیمت bid حال حاضر قرار خواهند داد، یا پایین تر، و منتظر فروشنده ای می مانند که با قیمت آنها موافق باشد. با اینحال اگر خریداران در ورود به بازار سرسخت باشند – اگر قیمت را همانطور که ارزشش افزایش می یابد و تمایل به پرداخت قیمتی بالاتر پیدا می کنند به این دلیل که خواهان ورود به بازار هستند – راضی به خرید در قیمت ask خواهند شد. اگر این اتفاق به تعداد کافی بیافتد تا تمامی فروشندگان را در آن قیمت ask خسته کند، سپس قیمت ask به گروه بالاتری از فروشندگان در دسترس صعود خواهد کرد. اگر هنوز خریداران سرسخت خواهان ورود به بازار باشند، اکنون حتی مجبور به قبول کردن قیمت های بالاتر خواهند شد. پس، در حالیکه خریداران سرسخت تر یا مشتاق تر از فروشندگان هستند، قیمت صعود می کند. قیمت در حالی صعود می کند که تقاضای بیشتری برای خرید وجود داشته باشد، تا برای فروش. قیمت در حالی صعود می کند که طمع شرکت کنندگان بازار بزرگتر و بیشتر از ترس آنها در بازار است. قیمت در حالی صعود می کند که خریداران تمایل به پرداخت قیمتی بالاتر برای ورود به بازار هستند.

با اینحال در حالیکه قیمت افزایش می یابد، خریداران کمتری ارزش خرید در این قیمت بالا را درک خواهند کرد، در حالیکه فروشندگان بیشتری مجذوب قیمت های بالاتر خواهند شد. در نهایت، بازار خالی از خریداران سرسخت شده – هیچ کسی تمایل به پرداخت قیمت بالاتر در این زمان نخواهد بود – و رالی قیمت متوقف خواهد شد. قیمت به نقطه تعادل خود رسیده است.

اکنون در نظر بگیرید، چه اتفاقی می افتد اگر فروشندگان تصمیم بگیرند که مجبور به خروج از بازار هستند، به هر دلیلی – شاید بر این باور باشند قیمت به فاصله کوتاهی سقوط خواهد کرد. آنها به اندازه کافی سرسخت می شوند که قیمت bid را قبول کنند. اگر این اتفاق به تعداد کافی بیافتد تا خریداران را از اصرار بر این قیمت bid خسته کند، قیمت bid کاهش یافته به سمت دسته بعدی خریداران حرکت خواهد کرد. اگر فروشندگان هنوز بواسطه ترس از دست دادن فرصت فروش مجبور به فروش باشند، پس آنها مجبور به پذیرش قیمت bid پایین تری خواهد شد، که این دوباره قیمت ها را به سطوح پایین تر خواهد راند. بنابراین، قیمت سقوط می کند در حالیکه فروشندگان سرسخت تر، یا مشتاق تر از خریداران می باشند. قیمت در حالی سقوط می کند که ترس شرکت کنندگان بازار بزرگتر و بیشتر از طمع آنهاست. قیمت در حالی سقوط می کند که فروشندگان تمایل به دریافت قیمت پایین تری برای خروج از بازار یا sell short کردن هستند.

همچنانکه قیمت سقوط می کند، فروشندگان کمتری ارزش فروش در این قیمت پایین را درک خواهند کرد، در حالیکه خریداران بیشتری جذب قیمت های پایین تر خواهند شد. در نهایت، بازار خالی از فروشندگان شده – هیچ کسی در این زمان تمایل به فروش در قیمت های پایین تر نخواهد داشت – و سقوط قیمت متوقف خواهد شد. قیمت به نقطه تعادل خود دست یافته است.

پس، از نظر پایه ای، قیمت وقتی صعود می کند که تقاضا بیشتر و سرسخت تر از عرضه باشد. و تا نقطه ای صعود می کند که در آن خریداران بیشتری که تمایل به خرید در قیمت بالاتر دارد موجود نباشد.

و قیمت وقتی نزول می کند که عرضه سرسخت تر از تقاضا است. و تا نقطه ای سقوط می کند که در آن فروشنده بیشتری که تمایل به فروش در قیمت پایین تر دارد وجود نداشته باشد.

این دلیل حرکت قیمت است. نه این که در یک سمت معامله تعداد بیشتری معامله گران نسبت به سمت دیگر معامله حضور داشته باشند. بلکه به این دلیل که یک سمت معامله سرسخت تر از سمت دیگر است.

معاملاتتان پرسود

لنس بگز

telegram share

کارگزاری فارابی

جایزه پرایس اکشن

photo 2017 01 31 17 11 41

آموزش پرایس اکشن

بهترین بروکر 1

تلگرام رسمي