با عرض پوزش در حال بروز رسانی و ارتقاع عملکرد و ظاهر وبسایت میباشم در این حال ممکن است در عملکرد وبسایت مشکلاتی باشد . از صبوری شما سپاسگذاریم

 دریک نگاه

ما با ترجمه کتب و مقالات بروز بین المللی که از غنی ترین و پرفروش ترین کتب و مقالات معتبر آمریکا و اروپا می باشند سعی بر جبران خلاء منابع و آموزش استاندارد برای هموطنان عزیز داریم.

5 1 1 1 1 1 Rating 5.00 (6 Votes)

پذیرش واضحات

نوشته : دکتر برت استنبارگر

ترجمه : طه صادقی

گردآوردی : احمدرضا جبل عاملی

انتشار : price-action.ir


هفته گذشته، ایمیلی دریافت کردم که حاوی یک سوال عالی بود که من را مسحور کار خودم با معامله گران کرد؛ چرا معامله گران با شکست سطوح قیمتی و حرکات روند دار با این که کاملا واضح و آشکار هستند مبارزه می کنند؟ مکررا، معامله گرانی را می بینیم که ورود به بازاری که در حال شکست سطحی رو به پایین است را رد می کنند، زیرا "نمی خواهند در کف های قیمتی فروشنده باشند". و بدتر از آن اینکه، معامله گران در معاملاتی می مانند که بر خلاف روند هستند به این دلیل که "قرار است روند برگردد" یا "بازار دست کاری می شود".

بگذارید به اصول پایه نگاهی بیاندازیم:
حجم معاملات به شما می گویند که در زمان حال، معامله گران و سرمایه گذاران ارزش را در نقطه ای معین خواهند پذیرفت. اگر بازار در محدوده باریکی معامله می شده و سپس با حجم زیادی آن محدوده را به سمت بالا شکسته است، به این معناست که بازار در حال پذیرش ارزش آن معامله در سطوح بالاتر است. اگر در حراجی یک اثر هنری که صاحب آن خود شما باشید شرکت کرده اید، اعداد بالایی از قیمت خرید از سوی خریداران، قیمت خرید آن اثر هنری را بالا نگاه داشته است، شما به این نتیجه خواهید رسید که آن نقاشی هنوز ارزش فروش نهایی خود را نیافته است. شما مطمئنا تا زمانی که نخستین گروه از خریداران به طرز وحشیانه ای شروع به پیشنهاد قیمت خرید کنند آن اثر هنری را نخواهید فروخت.

بازار بر اساس اصولی مشابه حراجی عمل می کند (کتاب Mind Over Markets را ببینید، کتابی عالی از Jim Dalton و گروه مولفان درباره مبحث تئوری حراج در معامله گری و کاربرد پروفایل بازار – Market Profile). هر روز، ما شاهد یک حراجی برای چنین آثار هنری مانند S&P ، NASDAQ و غیره هستیم. بازی متقابلِ پویا بین خریداران و فروشندگان هست که ارزش آن بازارها را تعیین می کند. این وقتی است که ما شاهد افزایش حجم معاملات در یک حرکت جهت دار قیمت هستیم که تشخیص می دهیم که بازار خارج از تعادل است. این قیمت تا زمانی به حرکت خود ادامه خواهد داد که بتواند تعداد خریداران و فروشندگان کافی را به سمت خود جذب کرده تا تعادل جدیدی ایجاد نماید.
من برخی اوقات از یک معامله گر که یک شکستِ سطح قیمتی را از دست داده می پرسم چه اتفاقی برای حجم معاملات، طی این شکست افتاد؟ اغلب این پاسخ را می دهند که "نمی دانم". معامله گر آنقدر حواسش متمرکز بر قیمت و بر واکنش های خودش به حرکات بازار بوده که معنای حراج بودن آن شکست سطح قیمتی را گم کرده است.


من این استدلال را خواهم آورد که این قانون بی چون چرای معامله است؛ وقتی چیز مهمی در بازار اتفاق می افتد، معامله گرانِ خوب و حرفه ای بر روی بازار و معنای رویدادها تمرکز می کنند. در صورتی که معامله گران ضعیف بر روی خود و ناامیدی شان برای از دست دادن رویدادهای بازار متمرکز می شوند، و اینکه چطور می توانند سرمایه ای را که از دست داده اند را جبران کنند و غیره. بطور غیر قابل باوری، معامله گرانی را دیده ام که کل روزهای معاملاتی زیان می کنند زیرا مشغول راضی کردن خودشان در این باره بوده اند که در شکست اولیه یک سطح قیمتی "فرصتی را از دست داده اند".

هنوز هم دلیل دیگری برای از دست دادن آن حرکات واضح و شفاف وجود دارد. بگذارید سه مثال متفاوت اما مرتبط از "عدم پذیرش واضحات" برای شما بیاورم.

1) خانمی با شکایت از مسایل زناشویی و ازدواج برای دریافت مشاوره به من مراجعه کرد. همسر آن خانم شب ها بدون صرف زمان برای بودن با او بیرون از خانه می مانده است. ایشان به خانم خود این را گفت که تا دیروقت مشغول کار بوده است، اما آن زن نتواسته بود در دفتر کارش با او تماس بگیرد. بعدا زن یک بار وسایل خانم دیگری را در خودروی همسرش پیدا کرد و از همسرش درباره آن وسایل پرسید. همسرش توضیح داد که در روزهای گذشته پس از کار تا دیروقت در دفتر کار و رساندن همکارش به درب منزلش، آنها را از داخل خودرو جا گذاشته است. وقتی مشاور پیشنهاد داد که شاید کاری داشته است، آن زن دلیل عصبانیت خود را برای مشاور توضیح داد و بر این موضوع پافشاری کرد که فقط نیاز به این داشته که "برای بهبود ازدواج خودشان کاری انجام دهد". چندین هفته بعد، همسر آن زن از خانه بیرون رفت و با زن جدید وارد خانه شد.

2) یک بیمار سرطانی به طور ناراحت کننده ای حالش بدتر شده است و آزمایش ها گسترش شدید بیماری را تایید می کنند. وقتی دکترمساله مراقبت بیمارستان و شیوه های کاهش درد در هفته های پایانی زندگی بیمار را مطرح می کند، اعضای خانواده با عصبانیت با او برخورد می کنند و بر این موضوع پافشاری می کنند که "روش درمان تهاجمی تری" را دنبال کنند بطوریکه بتوان بیمار را به خانه، و در نهایت به محل کارش بازگرداند. در همین حال، بیمار ما با توجه به کاهش وزن به یک اسکلت مبدل شده است و نمی تواند غذا را بلعیده و بطور قابل توجهی در حال زجر کشیدن است.

3) یک قربانی سوء استفاده جنسی در دوران کودکی با وجود شواهد واضح درباره اینکه او مورد تجاوز جنسی، و مورد ضرب و شتم فیزیکی، و بطور متناوب مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، اصرار می ورزد که پدرش از او مراقبت می کرده است و درد ناشی از دوران کوکی اش را به حداقل می رسانده است. آن دختر اصرار دارد که باید چیزی اشتباهی انجام داده باشد که موجبات ناراحتی پدرش را فراهم می آورده است و عبارت "سوء استفاده" را برای توضیح موقعیتی که در آن قرار داشته است بکار نمی برد. او وقتی، متحمل دوره هایی از افسردگی می شود، به پدرش دسترسی پیدا می کند تا صرفا طرد شود، حتی اکنون نیز این دوره ها را تجربه می کند.

در هر سه مورد، سختی در پذیرش واضحات، نتیجه نیاز به باورِ چیزی متفاوت است. تنها این نیست که فردی واقعیت را نمی بیند، بلکه این تمایلی برای درک یک واقعیت متفاوت است. در اغلب موارد که معامله گران موفق به معامله در شکست سطوح قیمتی نمی شوند یا حتی در موقعیتی بدتر از آن یعنی معامله منفی قرار می گیرند ، وضعیتی قرار دارد که معامله گر فعالانه انتظار بازار متفاوتی را داشته است. به مجرد اینکه این بخشی از تحلیل آنها شود، تبدیل به عقیده آنها شده و ضمیر ناخودآگاه آنها گرفتار آن موقعیت می شود. عبارتی که معامله گران بکار می برند این است که آنها تبدیل به موجودی می شوند "که با عقیده و باورهایشان وصلت کرده اند".

آنچه که من بعنوان چیزی مفید تشخیص داده ام خلق فعال سناریوهای "چه می شود اگر" در بازاری است که می تواند از نظر ذهنی به شیوه ای زنده تمرین و تکرار شود. اگر ما در محدوده خنثی قرار داشته باشیم، چه می شود اگر قیمت با افزایش حجم به بالای محدوده خنثی شکست انجام دهد؟ چه می شود اگر بخش های با سرمایه های کوچک و متوسط حتی اگر بازار من خنثی باقی بماند به بالای محدوده های خنثی خودشان شکست انجام می دهند ؟ چه می شود اگر ما قله محدوده خنثی را کشف کنیم و حجم معاملات به شدت کاهش پیدا کند؟ چنین سناریوهای "چه می شود اگر" بطور فعالی جلوی معامله گر را برای گرفتار شدن در فرضیاتی که تبدیل به عقایدی که همیشه همراه او می گردند را می گیرد. "معامله خود را طرح ریزی کرده و طرح خود را معامله کنید" توصیه و نصیحتی متداول است، اما معامله گران خوب همیشه یک برنامه بعنوان جایگزین برنامه اصلی (Plan B) برای خود دارند.


در انتها، بیایید سناریوی معکوس را در نظر بگیریم: معامله گران در بازار خنثی که در هر حرکتی خودشان را با این راضی می کنند که یک شکست در شرف وقوع است. دوباره نیازی برای باور کردن چیزی وجود دارد، اما به دلیلی متفاوت. بسیار مشتاق برای اقدام کردن هستند، حوصله شان بواسطه معاملات محدود سر رفته است، نیاز به مقداری ویتامین سود/زیان دارند، نمی توانند بپذیرند که بازار ارزش خود را از دست داده است و بر آن پا فشاری میکنند. حجم بالای معاملات با صدایی بلندی با کسانی که خواهان شنیدن صدایش هستند سخن می گوید. بازار فیوچرز S&P 500 (معروف به ES) که صرفا چند صد قرارداد در دقیقه در آن معامله می شود شرکت کنندگان در "تایم فریم های دیگر" را جذب خود نکرده و تنها توسط معامله گران "محلی" بالا و پایین خواهد شد. معامله بیش از آن چه تصور کنید، با صبر کردن برای دریافت شواهدی در خصوص پیش بینی شکست ها آسان است. نشانه های ثبت شده از این مشکلِ معامله گران این است که " در این بازار معامله ای انجام نخواهد شد". آنها مشغول به مبارزه با آنچه بازار در حال انجام آن است شده اند بجای اینکه هر آنچه بازار می گوید را دنبال کنند.

حق با Ayn Rand بود که میگفت: بسیاری از مشکلات به زمانی ختم می شود که نیازها و تمایلات ما به نقطه تضاد با واقعیت می رسد.

telegram share

کارگزاری فارابی

جایزه پرایس اکشن

photo 2017 01 31 17 11 41

آموزش پرایس اکشن

بهترین بروکر 1

تلگرام رسمي