دریک نگاه

ما با ترجمه کتب و مقالات بروز بین المللی که از غنی ترین و پرفروش ترین کتب و مقالات معتبر آمریکا و اروپا می باشند سعی بر جبران خلاء منابع و آموزش استاندارد برای هموطنان عزیز داریم.

4 1 1 1 1 1 Rating 4.00 (4 Votes)

تغییر - چگونگی مقابله كردن با استرس

نویسنده: برت استنبارگر

گردآوری: احمدرضا جبل عاملی

ترجمه و نشر: price-action.ir

در مقاله قبلی ام، و نخستين قسمت از سری مقالات دو قسمتی روانشناسی معامله گری، موضوع استرس و مقابله با آن را معرفی كردم. ما شاهد بوديم كه استرس برای معامله گری ذاتی است و برای همه فعاليت هايی كه شامل درجه بالايی از ريسک و عدم قطعيت هستند وجود دارد. با اينحال اينكه اين استرس تبديل به پريشانی مزمن گردد يا خير، تابعی از مقابله ما با آن می باشد. افراد از شيوه های مقابله مختلفی بهره می برند، از جمله روش های مقابله : تمرکز بر احساسات، تمرکز بر مساله، و استراتژيهای اجتنابی. اين شيوه ها برای كنار آمدن با تهديد نه خوب هستند و نه بد. اغلب مواقع، وقتی مشكل ساز هستند، به اين دليل است كه ثابت و سفت و سخت شده اند. يكبار در زندگی، ممكن است بعنوان يک هدف مفيد خدمت كرده باشند. هرچند، اكنون، متعاقب ورودشان پيامدهای ناخواسته را با خودشان وارد می كنند.

بسياری از معامله گران از الگوهای رفتاری که بطور مستمر باعث ضرر آنها می شوند آگاه هستند و نمی توانند درک کنند که چرا با وجود آگاهی، این الگوها را تکرار می کنند. این، دوراهی بنیادینی است که افراد را به سمت روانشناسان سوق می دهند. دانستن الگوهای مشکل دارتان، برای تغییر لازم است اما کافی نیست. برای مثال، معتادان معمولا بطور کامل از مشکلاتشان آگاه هستند. آنچه کم و زیاد می شود ارتباط احساسی به پیامدهای این مشکلات است. همه ما درجه ای از این اعتیاد را دارا هستیم، ما بر اساس عادت عمل می کنیم. دانستن عادات بدمان و تداوم آگاهی برای پرهیز و تغییر آنها چالش های بسیار دشواری هستند.

اغلب، معامله گران سرخورده از عدم توانایی شان برای تغییر الگوهای خود – و گرایش به انحراف برای تکرار اشتباهات هزینه بردار – تبدیل به روانشناسان راحت طلبی شده و اینطور نتیجه می گیرند که در اعماق وجودشان آرزویی برای شکست را پناه داده اند. الگوهای تکراری خودبرانداز هستند، اما این بدان معنا نیست که معامله گران اصرار پنهانی بر این دارند که خودشان آن را انجام دهند. در حقیقت، درست بر خلاف آن، همانطور که در مقاله اول شاهد بودیم، الگوهای مشکل اغلب بعنوان تلاش هایی برای مقابله سالم با استرس در طول دوره قبلی زندگی آغاز شده اند. به همین دلیل در برابر تغییر بسیار مقاوم هستند، آنها بیش از حد آموخته اند، دقیقا به این علت که کارشان را برای دوره زمانی قابل توجهی بسیار خوب انجام داده اند. معامله گری را تصور کنید که در خانواده ای الکلی مملو از تضاد و مناقشه رشد کرده است. با ترس از کشیده شدن به نزاع، او آموخته است تا احساسات خود را سرکوب کرده و ازمواضع پرتنش دور شود. اکنون، بعنوان یک بزرگسال، او دیگر در چنین فضایی زندگی نمی کند، اما خود را از معاملاتی که در نگاه اول بر خلاف او حرکت می کند نجات می بخشد. این رویه بطور مستمر سرمایه او را دچار فرسایش کرده، و احساس یک احمق را به او می دهد، او به این فکر می کند که چرا اغلب در کف ها می فروشد. او تشخیص نمی دهد که این احساسات بر انگیخته شده بواسطه معاملات ضرر ده به اندازه کافی مشابه احساست گذشته ای می باشند که عامل اجرای روش های قدیمی مقابله با استرس می شوند.

پس ما چطور می توانیم این الگوهای مقابله با استرس بیش از حد آموخته شده را تغییر دهیم؟ اگرچه خصوصیات فرآیند تغییر هر فرد متفاوت می باشند، ساختار تغییر بطور قابل ملاحظه ای ثابت هستند. به نظر می رسد این مراحل برای تغییر ضروری باشند:

1) تشخیص الگو – در بعضی روش ها این سخت ترین مرحله است. تغییر یک الگو ممکن نیست مگر بتوانید ظاهر آن را در لحظه تشخیص دهید. به همین دلیل، بسیاری از درمانگران بیماران خود را بطوری زیر نظر می گیرند که در آن مواضعی راکه باعث ظهور الگوهای مشکل و همبستگی ها و عواقب آن الگوها می شوند را مشاهده نمایند. با ثبت جزییات، برای مثال، شاید متوجه شوید که یک الگوی معامله گری آنی و انتقام جویانه پس از یک زیان، و بدنبال آن درجه بالایی از تنش عضلانی و حالات شفاهی از سرخوردگی قرار دارد. این به شما اجازه می دهد تا از این تنش و تخلیه احساسات بعنوان شواهدی برای تشخیص اینکه الگوی قدیمی شما در شرف تکرار دوباره است استفاده نمایید. افزودن یک دفترچه یادداشت برای ثبت احساست و رفتارهای شما در ژورنال معاملاتی به شدت در کمک به شما برای مشاهده الگوهایی که شما را جهت موفقیت و شکست آماده می کنند مفید می باشد.

2) وقفه در الگو – به محض اینکه ما با تریگرها و شواهد مربوط به الگوهای مشکل آشنا شویم، ممکن است ندانیم که در مقابل چه کاری انجام دهیم، اما می توانیم فعالانه عدم تکرار الگو را انتخاب کنیم. اگر الگوی من یکی از اقدامات آنی و طغیان خشم باشد، می توانم دور شدن از موقعیت را انتخاب کرده و چشم انداز جدیدی را بیابم. این در اغلب موارد با ایجاد وقفه در الگو با یادآوری های زنده از پیامدهای آن الگوها، بطور موثری بانجام رسیده و موفقیت آمیز بوده است. برای مثال، یک فرد الکلی ممکن است اینطور توجیه کند که رفتن به یک بار با دوستان مشکلی ندارد، اما جلوی "تفکر همه یا هیچ" را گرفته و به او یادآوری می کند که آخرین زیاده روی اش دقیقا به همین روش آغاز شد. با در تماس ماندن با پیامدهای آخرین زیاده روی (یا آخرین معامله ضررده)، یک فرد جداول انگیزشی را چرخانده و الگوهای رفتاری خودکار را متوقف می کند. من اغلب به بیمارانم می گویم که "شما وقتی شروع به تغییر می کنید که بطور مستمر متنفر از روشهای قدیمی تان باشید." به مجرد اینکه الگوی مشکل را بعنوان دشمن خود در نظر گرفته و مرتب بار مالی و اندوهی که برای شما ایجاد می کند را به خود یادآوری کنید، وقفه انداختن در ظهور آتی آن آسان تر خواهد شد.

3) تعویض الگو – پس از ایجاد وقفه در یک الگو، لازم است تا چیزی متفاوت را امتحان کنید. فرد الکلی مثال فوق ممکن است ملاقات با یک دوست یا صحبت کردن با دوست AA را انتخاب کند بجای اینکه به یک بار برود. یک معامله گر بازنده سرخورده که وسوسه می شود تا معاملات بزرگتری را برای جبران ضررش انجام دهد، ممکن است بجای آن استراحت کرده و از صفحه نمایش فاصله گرفته و با تمرینات بازخورد زیستی (biofeedback) تا زمانی که آرام و متمرکز شود مشغول گردد. هدف بردن عوامل محرک الگوی مقابله با استرس قدیمی و تبدیل آنها به عوامل محرک برای الگوهای جدید و سازنده تر مقابله با استرس می باشد. تصور و تمرین ذهنی، روشهایی عالی برای ساخت الگوهای جدید برای تعویض هستند. برای مثال، معامله گر ممکن است عمدا با جزییات عالی یک سناریوی بازار را تصویر سازی کند که اخیرا باعث ویرانی احساسی او شده است. در چشم ذهن این معامله گر، او خود را اینطور مشاهده می کند که وسوسه می شود تا مرتکب اشتباهاتی مشابه گردد، اما سپس خود را در حال ایجاد وقفه در این اصرار و درگیر شدن در یک رفتار معامله گری بهتر تصور می کند. با تمرین رفتار معامله گری مورد نظر پیش از شروع بکار بازار و مراقب تریگرها بودن در طول زمان معاملات، معامله گر احتمالات را به سمتی متمایل می کند که قادر باشد خود را از روشهای قدیمی اش رهایی بخشد.

کلید جواب گرفتن از این کار تکرار است. شما خواستار این هستید تا الگوهای رفتاری مورد نظرتان را تبدیل به الگوهای عادتی کنید. وقتی شما اولین بار تغییر ایجاد می کنید، انگیزه اهمیت دارد، اما در نهایت خواهان این نیستید هربار که می خواهید کار درست را انجام دهید انگیزه خود را فراخوان نمایید. شما می خواهید رفتارهای درست بطور طبیعی اتفاق بیافتند. این بدان معناست که رفتارهای خوب معامله گری نیاز به تکرار بسیار زیاد دارند تا بیش از حد آموخته شوند. تمرین ذهنی می تواند این فرآیند را شتاب بخشد، اما در نهایت ما باید هر روز در موقعیت های واقعی بر روی فرآیند تغییر کار کنیم. هر روز کاری فرصتی را در اختیار شما قرار می دهد تا اشتباهات قدیمی را تکرار یا تغییر ایجاد کنید. اگر بر روی تغییر متمرکز شوید، نمی توانید تضمین کنید که هر روز کار در بازار برای شما سودآور خواهد بود، اما می توانید از این اطمینان حاصل کنید که هر روز سودمند خواهد بود.

برت استنبارگر

مقالات مرتبط:

پذیرش واضحات معامله گری با ذهن خالی ویژگی نسبت دادن و تعصب در معامله گر

telegram share

کارگزاری فارابی

بهترین بروکر 1

جایزه پرایس اکشن

آموزش پرایس اکشن

تلگرام رسمي